تبليغاتX
چریک
وبلاگ سیاسی_اجتماعی

علیرضا قزوه بازم کولاک کرده،شعری گفته در مورد حرمت شکنی سبزای اموی در روز عاشورا. این آدم انسان رو یاد فرزدق می اندازه.  اجرش با اباعبدالله الحسین(ع)

آن روزها

هر وقت پرده خوان

از نقل شاهنامه و سهراب مي گفت

به كربلا كه مي رسيد

نقل علي اكبر مي خواند و مي گريست

حتي گاهي قوّال با شمشير

مي زد به پهلوي خود

حالا به جاي قاسم و عباس

دارند روضة سهراب مي خوانند

به جاي رقيه

دارند روضة ندا را فرياد مي كنند...

اين نقل

نقل پرده دران است

بزن به طبل لجاجت طبّال

كه مير بي بي سي

امشب به كربلا وارد مي شود

از در پشتي

بزن به طبل لجاجت طبّال

كه شيخنا مي رسد به كربلاي مجازي

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 19:29  توسط علی  | 

گفتن از خمینی برای سبزهای اموی همان قدر بی معنیست که صحبت از امام حسین (روحی فداه)برای ناصبی های اموی.  

هرچند راه خمینی رو فرزندای معنویش ادامه میدن اما بد نیست یک نگاه به وصیتنامه سید احمد که قطعا در بیشتر مواقع با امام بودن بیندازیم که میتونه مارو از راهمان مطمئن کنه و البته دماغ سبزها رو بسوزونه. راستی به نظر شما سیدحسن خمینی تو راهه امام هست یا نه؟ فرزندان خمینی به راه او نزدیکترند یا یادگار یادگار امام؟

متن كامل وصيتنامه مرحوم سيداحمد خميني از شماره 10 فصلنلمه حضور منتشره در بهار 1374 ارائه مي شود:

بسم الله الرحمن الرحيم

با اميد به رحمت واسعه حضرت حق جل جلاله و ايمان به حقانيت آنچه حضرت خاتم الانبياء محمد مصطفي صلي الله عليه و آله وسلم آورده است و با اقرار به تبعيت محض از معصومين بزرگوار بخصوص مولاي متقيان امير مومنان و خليفه بلافصل رسول اكرم صلي الله عليهما و آلهما .
 
اينجانب احمد خميني فرزند امام خميني رضوان الله تعالي عليه در تاريخ 30/ شهريور 71 هجري شمسي مطابق با 23/ ربيع - الاول/1413 قمري چند سطري به عنوان وصيت مي نويسم تا به اين اصل اسلامي عمل كرده باشم .

1. وصي خود فرزندم حسن خميني را قرار دادم تا در صورت امكان به آنچه مورد نظرم است عمل نمايد انشاءالله خداوند به ايشان پاداش خير دهد .

2. مرا حتي المقدور نزديك پدر عزيزم و مراد و امامم دفن كند تا شايد به حساب حضرت امام فاتحه اي هم نصيب من سراپا گناه گردد و خداوند به خاطر آن حضرت مورد لطفم قرار دهد .

3. بعد از من كار مرقد حضرت امام با ايشان است تا به كمك و هدايت برادر عزيزم جناب حجة الاسلام آقاي انصاري كه با در نظر گرفتن تمامي جهات بهترين فرد و دلسوزترين شخص نسبت به حرم حضرت امام است كارهاي آنجا را بعد از من دنبال كند، بعد از من حسن خميني توليت آن مزار شريف را عهده دار باشد .

4. كليه اعلاميه ها و كتابها و نوشتجات حضرت امام قدس سره بعد از من در اختيار حسن خميني است كه هرگونه مي خواهد چاپ و منتشر كند و در صورتي كه وضع مالي خانواده ام خوب نباشد از درآمد آن براي گذران زندگيشان استفاده كند والا بهتر است پول حاصل از آن به فقراء و يا خرج حرم امام گردد درآمد آن مال همه افراد خانواده است، كار مؤسسه نشر امام نيز با صلاحديد حسن آنگونه كه تشخيص مي دهد است .

5. كتابهائي كه در دفتر فرهنگي است و متعلق به من است در صورتي كه خانواده ام (فاطي) احتياج مادي داشته باشد بفروشند و پولش را در اختيار او بگذارند ولي بهتر است همه بچه ها از آنها استفاده كنند در صورتي كه نه احتياج مادي باشد و نه بچه ها از آن استفاده مي كنند به كتابخانه آيت الله العظمي آقاي نجفي سپرده شود تا طلاب از آن استفاده كنند و اگر حرم امام داراي كتابخانه شد در آنجا گذارده شود .

6. كليه اثاث منزل كه مال من است به همسرم بخشيدم، البته اثاثي كه مربوط به من است خيلي ناچيز است .

7. من شخصا در هيچ بانك و مؤسسه اي و يا شركتي و از اين قبيل وجهي ندارم و اگر مختصر پولي در بانك تعاون اسلامي دارم شهريه هاي مراجع بزرگوار قم است كه بايد صرف فقراء گردد .

8. وجوهي كه نزد خودم است يا پول شخصي و يا وجوه شرعيه است كه جاي هر كدام مشخص و روي هر كدام نوشته شده است، اگر به پولي برخورد شد كه مشخص نبود از اموال خودم محسوب نگردد. كليه وجوهي كه سهم مبارك و يا خيرات است در اختيار رهبر بزرگوارمان حضرت آيت الله خامنه اي دامت بركاته قرار گيرد تا در موارد مقرره اش صرف گردد .
 

9. به فرزندان عزيزم حسن و ياسر (رضا) و علي سفارش مي كنم كه متدين و با تقوي باشند و دوست دارم در حوزه علميه قم درس ديني بخوانند و در موقعش متلبس به لباس وحانيت شوند. معتقدم اينطور بيشتر محفوظ مي مانند و سفارش مادرشان فاطي عزيزم كه زن فاضل و بسيار متديني است را به آنها مي كنم او زن عارف مسلكي است كه مورد علاقه شديد امام بود، نكند خداي ناكرده بعد از من به او كم محبتي شود، نكند خداي ناكرده صداي فرزندان نسبت به او بلند شود. او لطيف و دانا است و گوش دادن به نصايح او مسلما به نفع فرزندان است .
 
سفارش مادرم كه جان عزيزم فداي او باد را مي كنم - او سختيها و مرارتهاي بسيار كشيده است و هميشه انيس و مونس اماممان بوده است - فرزندانم و فاطي خيلي مواظب ايشان باشند، امروز خدمت به خانم روح امام را شاد مي كند .
 
فاطي عزيزم تو خود بهتر از همه مي داني كه دير يا زود همه رهسپار ديار آخرتيم، سعي كن زندگي عادي خود را ادامه دهي و راضي باشي به رضاي حق جل و علا .

10.بين خود و خداي خود رضايت كامل دارم كه تمام تلاشم براي تقويت اسلام و نظام و امام بوده است و از اين جهت در آرامش كامل بسر مي برم البته من هم مانند همه كساني كه درگير كارهاي مختلف مبارزاتي و سياسي هستند بي اشتباه نبودم و به اين اعتراف مي كنم ولي تنها كساني اشتباه نمي كنند كه كاري نمي كنند. در زد و خوردهاي سياسي ممكن است كارهائي انجام داده باشم كه مناسب شان امام و يا ياران امام نبوده باشد، تقاضايم از خدا و ياران امام اين است كه مورد عفوم قرار دهند. من در جهت مصلحت امام به هيچ فرد و گروهي رحم نكرده ام و خيلي ها را در اين راستا رنجانده ام كه هنوز هم از اين جهت ناراحت نيستم، از همه بخصوص مادر، فاطي، خواهرها و بچه هاشان و قوم خويشان مادري و پدري، نسبي و سببي اميد عفو و دعاي خير دارم .
 
به حسن و برادرانش اين توصيه را مي نمايم كه هميشه سعي كنند در خط رهبري حركت كنند و از آن منحرف نشوند كه خير دنيا و آخرت در آن است و بدانند كه ايشان موفقيت اسلام و نظام و كشور را مي خواهند. هرگز گرفتار تحليل هاي گوناگون نشوند كه دشمن در كمين است .
 
خداوندا عبد تو پيش تو مي آيد و تنها اميدش به تو است عبدي شرمگين و گناهكار او را به رحمت و بزرگواري خود ببخش يا ارحم الراحمين والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته براي من 10 سال نماز و روزه بدهيد. وصيتنامه هاي قبل از اين تاريخ فاقد ارزش است .
 
احمد خميني - 23/ ربيع الاول/ 1413
30/ شهريور/1371

دوتا عکس حرفم تمام:

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 9:26  توسط علی  | 

۱-گرگ های سبز قضیه خانه نشینی علی و صلح امام حسن قرار نیست اتفاق بیفتد. بخواهید یا نخواهید این بار نوبت قیام حسینی حزب الله است. ما ۱۴۰۰ سال در اوج مظلومیت و محرومیت نبودیم که دریوزه صفت ها بخواهند تمام افتخار شیعه از علی اعلی تا خامنه ای عزیز رو پایمال کنند. به لطف حق،خمینی و خامنه ای در زمین و بیشتر از اون در سماوات آنقدر عزت دارند که واق واق منافقان زمان، هرگز از عزت اونها کم نمیکنه. کما اینکه ۲۵ سال ظلم به مولایم علی نتوانست عزت او را لکه دار کند.

۲-بزرگی میگفت اینها اگر در زمان ائمه هم بودن، دقیقا همین رفتاری رو میکردند که الان دارند. برای اینها خمینی و خامنه ای بهانه است بحث فقط برسر ولایت الله و ولایت شیطانه. به اندازه کافی از اینها این ور و اون ور دیدم، جالبه تو اینها حداقل یک نفرشان رو میشناختم که نماز میخواند اونم آخر وقت و ناپلئونی. اونم نمازش رو ول کرده،انگار که اصلا وجود نداره، جالبه که این آقا هروقت باهش حرف میزدی خودش رو حتی بسیجی هم میدونست، خدائیش ما که این رفتارش رو میدیدم کلی حالمون گرفته میشد خدا رو شکر حداقل دیگه لازم نیست تحملش کنیم.بالاخره نفاقش زد بیرون، هم خودش رو راحت کرد هم مارو. مگر غیر از اینه که بنا بر فرمایش معروف آخر نفاق کفرٍ. بگذریم از اکثریتشون که از اول به دین اصلا اعتقادی نداشتند. بحث برسر سکولاریسم نیست، بحث ما سر لائیسیزم و مهمتر از اون آتئیسمه. ما که مارکسیست ها  و لیبرال های تحکیم وحشت رو یادمون نرفته، چه طوری به هم نون قرض میدادند با اون تابلوی بالای سردر که بزرگ نوشته بود انجمن اسلامی!!!!! کافیه ببینیم اونا الان کجان؟ جواب واضحه در جنبش سبز اموی

۳-خیلی از علما و سیاسون ما هنوزم میگن رهبرای سبز نفاق حسابشون از این خس و خاشاک جداست در حالی که به این قضیه توجه ندارند که از کوزه همان تراود که در اوست. خواهشا الان که دیگه واضحه!!! نیست؟عقل بدم خدمتتون!!! حرفای ۲۲ آذر آقا رو گوش بدید متوجه میشید آقا حرف آخر رو زد، تکلیف روشنه.

۴- موظب باشیم قضیه ما، قضیه کسانی نباشه که بعد از عاشورا فهمیدن چی شده، یادمان باشد که اگر پس از آمدن آفتاب بیدار شویم نمازمان قضا شده است. قضیه سلیمان بن صرد خزائی خیلی جالبه، این بنده خدا دوباره از غافله حق جا موند و کم آورد یه باز زمان امام علی(ع) اگر اشتباه نکنم در زمان جنگ جمل، یکبار هم در قضیه کربلا و شهادت امام حسین(ع)، هر دوبار هم توبه کرد، توبه واقعی نه اموی، اما چه فایده هم علی رو در جمل تنها گذاشت و هم از فیض شهادت در رکاب حسین محروم ماند. هزار سال عبادت و شب زنده داری و خدمت به خلق و حج و عمره و...آیا ارزش یک لحظه حضور در رکاب علی و حسین رو داشت؟ باور کنید در رکاب خامنه ای بودن هم همین ثواب رو داره، یادتان باشه به قول خمینی کبیر ولایت فقیه، همان ولایت الله است. این رو من نمیگم، حضرت روح الله میگه. حالا میخوای مرجع تقلید باشی دکتر باشی سلیمان بن صرد باشی، هرکی میخوای باشی. باید جواب مادرش زهرای مرضیه رو بدی.

۵- رهبرما کوثر است / دشمن او ابتر است.

۶-  همت اگر زنده بود،پوستشونو کنده بود. راستی ما هم میتوانیم همت باشیم. (البته با توجه به شرایط و اون چیزائی که خودتان می دانید.)

گرگ‌‌ها خوب بدانند در اين ايل غريب / گر پدر رفت تفنگ پدري هست هنوز
گرچه نيكان همگي بارسفر بربسته‌اند/شيرمردي چو سيدعلي خامنه‌اي هست هنوز
گر امامِ شهدا نيست كنون در بر ما / خلف صالح و مظلوم علي هست هنوز

 ۷- فدای لب تشنت یا اباعبدالله یا ثارالله. حسین حسین حسین حسین حسین......

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 19:30  توسط علی  | 

یه شعر زیبا از شاعر مکتبی اهل بیت مرحوم  محمدرضا اقاسی این شعر رو که میخونی انگار برا الان گفته شده 

غرب باوران پی غصب حکومتید؟

گوساله های فلسفه در طور میبرید/

یا در پی جدایی دین از سیاستید/

 این آرزو چو خاطره در گور میبرید /

ای بردگان هرزگی سلطنت طلب/

ما زنده ایم و دوره مشروطیت گذشت/

اینک بسیج سینه سپر روبرویتان/

هر چند تیغ مکر شما کند و کهنه گشت /

خیل یلان هماره به پا ایستاده اند/

در قامت قبیله مردان نشست نیست/

وقتی بسیج تابع حکم ولایت است/

اندر مصاف اهرمن او را شکست نیست/

ما ایم از تبار شهیدان کربلا/

در جبهه تلاطم ما داغ ننگ نیست/

ما فتنه را به سرخی خون دفع میکنیم/

ما را به دفع مکر شمایان درنگ نیست/

تا بسیجی به تن خسته خود جان دارد /

مرز اسلام در این ملک نگهبان دارد /

 تا بسیج است علی یکه و تنها نشود /

بسته فتنه انواع رسنها نشود/

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 9:21  توسط علی  | 

ابر چشمم ز غم دوست پر از باران است

جان به لب آمده و سوخته جانان است

روی هم چهاردهه مانده ندا سر بدهیم

"امشبی را شه دین در حرمش مهمان است"

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 6:46  توسط علی  | 

سلام

امروز تو دانشگاه ما (بلانسبت ما یه مدته ارشد میخونیم علم و صنعت) یه مراسم بود با حضور سعید قاسمی و چند نفر دیگه در مورد ۱۳ آبان. جای شما خالی سبزای اموی هم بودن و همینطور که انتظار میرفت شروع کردن به بهم زدن نظم سالن اول یه مسلمان اسپانیولی شروع به صحبت کرد که این دوستان مهمان نواز شروع به لجن پراکنی و بماند... کردند بگذریم که حرفای بنده خدا اصلا هیچ ربطی به انتخابات نداشت. وقتی بعد از سخنرانی اون و پخش یه مستند کوتاه (در مورد جنایات آمریکا که به دوستان بخورد و خوب معلومه چی کردن). نوبت به حاج سعید رسید. جنگ شروع شد جای شما خالی سبزا چه قدر خودشون رو کشتن که جلسه رو به هم بزنن اما از اونجا که خدا همیشه با حزب الله موفق نشدن کم نیاوردیم البته خدائیش حاج سعیدم کم نذاشت. و بالاخره با حضور و جدیت حزب الله رفتن بیرون و ما به مدت دو ساعت در سالن شهید بهرامی دانشگاه علم و صنعت به هر چی منافق و منافق صفت بودخندیدیم. پیشنهاد میکنم در اسرع وقت حرفای حاج سعید رو پیدا کنید و گوش بدید. کلی حال میکنین

چند حاشیه:

سبزا شروع کردن به شعار دادن در مورد شهداشون(همون ۷۲ تن رو میگما) و بعد اومدن وسط و دست زدن و شبه رقص که حاج سعید گفت خوب حرمت شهداتون رو نگه دارید نکنه بهش تاسی کردین نکنه شهیدتون رقاص بوده آقا جای شما خالی همین که حاج سعید اینو گفت اینا یه لحظه خشکشون زد.

توی یه قسمت هم گفتن یاحسین میرحسین. خوب حزب الله هم که زرنگ ما هم طوری هماهنگ کردیم که موقع یا حسین اینا میگفتیم منافق عملا شعارشون تبدیل شد به منافق میرحسین البته ما منافق رو با شدت داد میزدیم و به اینا که میرسید فقط میرحسینش براشون میموند باور کنید چند ثانیه ای سالن داشت میگفت منافق میرحسین!!!!! اونم باهمکاری بروبچز دوستدار میرحسین 

تا این لحظه اینجانب اولین خبرگزاری ارسال کننده این خبرم !!! ایول

بازم میگم:

ماشاالله حزب الله

خبر خبر اینو الان دیدم.  الان تو بالاترینم باور نمیکنید یه مطلبی گذاشته در مورد علم وصنعت که دود از کلم بلند شد خدایا من از اول تا آخر مراس بودم پس اینائی که این میگه چرا انقدر سانسور شدست!!!! هر کی ندونه فکر میکنه سبزا فتح الفتوح کردن آخه خالی بندی چقدر!!! تو بالاترین نوشته برنامه بهم خورد بابا به ولله ما دو ساعت به ریش آغا میر خندیدیم جاتون خالی. خدایا نمی دونم به دیده های خودم اعتماد کنم یا حرفای اینا!!!!!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 18:27  توسط علی  | 

دلم گرفته بود سه ربع قبل از اذان ظهر رسیدم مسجد. از بزرگترهام شنیدم که آی اهل دنیا یادت باشه بذکرالله تطمئن القلوب. رفتم سراغ قرآن و خوب چه سوره ای بهتر از زمر با اون آیه های عجیبش برای من عاصی و دل گرفته.  من از این سوره فقط اول آیه ۳۵ رو حفظم اونجا که خدا میگه: أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ (آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟؟)  به خاطر همین رفتم سراغ این سوره که دیدم دوای دردم این جاست تا حالا اینجوری این سوره رو نخونده بودم. چرا این حرفا رو اینجا نوشتم نمیدونم، گفتم شاید یه نفر دیگه هم بخواد خودش رو سبک کنه  و شایدم بخواد بدونه...

دو تا حدیثم در مورد این سوره پیدا کردم یکی از پیغمبره که میگن: من قرء سورة الزمر لم يقطع الله رجاه ، و اعطاه ثواب الخائفين الذين خافوا الله تعالى : كسى كه سوره زمر را قرائت كند خداوند اميدش را (از رحمت خود) قطع نخواهد كرد، و پاداش كسانى را كه از خدا مى ترسند به او عطا مى كند. یه حديث هم از امام صادق که میگن: من قرء سورة الزمر اعطاه الله شرف الدنيا و الاخرة ، و اعزه بلا مال و لا عشيرة ، حتى يهابه من يراه و حرم جسده على النار: كسى كه سوره زمر را تلاوت كند خداوند شرف دنيا و آخرت به او مى دهد، و بدون داشتن مال و قبيله قدرت و عزت به او مى بخشد، آنچنان كه هر كس او را ببيند از او حساب مى برد، و بدن او را بر آتش دوزخ حرام مى كند.

تو ادامه مطلب متن سوره اومده!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 14:55  توسط علی  | 

سلام بعد از مدت ها تصمیم گرفتم. یه مطلب جدی بزارم و  دست از سر فتنه گران ننجون مرده سبز بردارم. البته این مطلب جدید هم یه جورایی با این فتنه گران سبز مرتبطه. بحث امروز ما در مورد ولایت فقیه است. پیشنهاد می کنم همش رو بخونید که جواب خیلی سوالاتتون رو بگیرید.

آیت الله العظمی امام خمینی (ره): ولایت یعنی حکومت و اداره کشور و اجرای قوانین شرع مقدس. یک وظیفه ی سنگین و مهم است نه اینکه برای کسی شان و مقام غیر عادی به وجود بیاورد و او را از حد انسان عادی بالاتر برد

آیت الله العظمی بهجت (ره): خواب دیدم در مجلسی حضرت امام زمان (عج) با علمای برجسته حضور داشتند که شما ( رهبر انقلاب ) وارد شدید، حضرت برخاستند و شما را به کنار خود دعوت کردند، شما نشستید.

آیت الله بهاءالدینی (ره): بعد از امام خمینی اگر بشود به کسی اعتماد کرد به این سید است

 مرحوم سید احمد خمینی (ره) : اطاعت از خامنه ای اطاعت از امام است- هر کس بگوید که اطاعت از امام غیر از اطاعت از حضرت آیت الله خامنه ای است، در خط آمریکاست -  امروز هم ما رهبر داریم، ولایت فرقی نمی کند، امام (ع) یا رسول (ص) ولایت امروز درست مثل زمان امام خمینی است،ببینیم رهبری چه می گوید.

گفتم که همش رو بخونید و حالشو ببرید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 3:56  توسط علی  | 

(وای چه کاری بدی داره فتوکپی عکس ۳*۴سیاه و سفید رو نشون میده وا اسلاما!!! به نظر شما شوهر با غیرت این خانم چی میکنه؟ جواب رو ببینید؟  )

 

(شوهر این خانم که خیلی باغیرته و غیرتش به غلیان افتاده خانمش رو بزک می کنه و می فرسته وسط جمع!!! چشمتون کور )

راستی بالاخره قضیه مدرک همسر محترم چی شد؟ دکتر بدجوری حالتو گرفت نه؟

بابا داماد لرستان! بابا بچه آذربایجان! روشنفکرترین زن ایران نمی خواد درباره مدرکش چیزی بگه؟ مگه قرار نبود شکایت کنید!!! ها؟؟؟ حرف حق تلخ بود نه!!!مغز پسته ای 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 6:54  توسط علی  | 

یک نفر می میرد و به جهان آخرت می رود.. در آنجا مقابل دروازه های بهشت می ایستد سپس دیوار بزرگی می بیند که ساعت های مختلفی روی آن قرار گرفته بود. از یکی از فرشتگان می پرسد “این ساعت ها برای چه اینجا قرار گرفته اند؟” فرشته پاسخ می دهد :”این ساعت ها ساعت های دروغ سنج هستند و هر کس روی زمین یک ساعت دروغ سنج دارد و هر بار آن فرد یک دروغ بگو ید عقربه ی ساعت یک درجه جلوتر میرود” مرد گفت :”چه جالب آن ساعت کیه؟!” فرشته پاسخ داد :”مادر ترزا او حتی یک دروغ هم نگفته بنابراین ساعتش اصلاٌ حرکت نکرده است وای باور کردنی نیست . خوب آن ساعت کیه؟” فرشته پاسخ داد :”ساعت آبراهام لینکلن(رئیس جمهور سابق آمر یکا) عقربه اش دوبار تکان خورد! خیلی جالبه راستی ساعت موسوی کجاست ؟ فرشته پاسخ داد : آن در اتاق کار سرپرست فرشتگان است و از آن به عنوان پنکه سقفی استفاده می کنند.

برگرفته از وبلاگ شایعه روز

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 9:28  توسط علی  | 

به گزارش خبرگزاري برزخ:

در پي تشديد فشار قبر و احساس تنگي مردگان بهشت زهراء كميته حقيقت يابي در بهشت زهراء تشكيل گرديد كه علت اين تشديد فشار قبر مشخص شد اين كميته علت تشديد فشار قبر را حضور ميرحسين موسوي  و طرفداران وي اعلام كردند. در عين حال  شب جمعه صداهايي از اطراف بهشت به گوش مي رسيد  كه مردگان اعلام كرده اند كه دست از سر ما برداريد و ما را به حال خود واگذاريد. حداقل به قبرمان رحم كنيد واز ما سوء استفاده نكنيد. با توجه به نامه محسن رضايي به قوه قضائيه مبني بر تشكيل دادگاه بر عليه مامورين امنيتي در اين ميان به نظر مي رسد دادگاهي ديگر در بهشت زهراء بر عليه كساني كه باعث تشديد فشار قبر گرديده اند تشكيل گردد. احزاب مختلف مدفون در بهشت زهراء اعلام كرده اند كه تجمعي برعليه ستاد ميرحسين تشكيل داده و در عالم ملكوت از جدشان خواهند خواست كه بر كمر ايشان بزنند. اما حزب سبز و اصلاح طلب مدفون در بهشت زهراء با تماس هاي مكرر و رفت آمد هاي زياد در خواب افراد مختلف خواستار حضور هميشگي مير حسين در قبر و در كنار خود شدند و گفته اند: اگر درست مي گي خودت هم شهيد شو پيش ما بيا! گزارش ها حاكي از اين است كه مير حسين از اين خواسته كاملا طفره رفته و گفته شماها خل و چل بوديد و قضيه را جدي گرفتيد آدم عاقل كه براي حرف بي مبنا  جان خود را از دست نمي دهد.    

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 11:34  توسط علی  | 

بعد ازظهر پنجشنبه بهشت زهراي تهران شاهد برگزاري دو برنامه متفاوت اما همزمان بود. نخست، مراسمی به دعوت ماهواره هاي فارسي زبان و همچنين برخي جريان‌هاي سياسي به بهانه گراميداشت چهلم برخی مقتولين اغتشاشات اخير در قطعه 257 بر سر مزار ندا آقا سلطان برگزار شد.

به گزارش رجانیوز، در اين تجمع، حدود 200 نفره برخی چهره هاي سياسي شناخته شده و البته ناکام انتخابات اخیر مانند هادي غفاري، سيد حسین موسوي تبريزي و مهدي كروبي حضور داشتند که در نهايت نیز به اغتشاش و درگيري انجاميد.
درست کمی آن سوتر، در گلزار شهدا و در نزديكي سالن دعاي ندبه مراسمي كاملاً خودجوش در گراميداشت ياد و نام شهداي بسيجي فتنه اخير با حضور صدها نفر از مردم و خانواده هاي شهداي بسيجي برگزار شد. پس از قرائت زيارت عاشورا توسط مداحين و ذاكرين اهل بيت (ع) به دعوت حاضرين خانواده هاي شهدا از مهندس حاج سعيد قاسمي، وي سخناني را در گراميداشت شهدا و حوادث اخير بيان داشت.
قاسمي با سلام و صلوات به رسول گرامي اسلام(ص) و اهل بيت(ع) و امام(ره) و شهدا سخنان خود را آغاز کرد و با گراميداشت ياد و نام و شهداي بسيجي اغتشاشات اخير، حلول ماه شعبان و اعياد شعبانيه، عيد نيمه شعبان پیش رو را به حاضرين تبريك گفت.


وي در ابتداي سخن، با انتقاد از مسئولين گفت: علي‌رغم اينكه بيش از يك هفته است به مسئولين مي گوييم كه اين مراسم را سنگين برگزار کنيد اما شاهديم كه آنها كوتاهي كردند. حتي با وجود آنكه يك هفته پيش حضرت آقا به مسئولين تأكيد كرده بودند تا از خانواده هاي قربانيان اخير به‌ويژه خانواده هاي شهداي بسيجي تفقد شود و مورد تحبيب قرار گيرند، باز شاهديم كه مسئولين كوتاهي کردند. باز هم بايد دست سردار عزيزمان حاج علي فضلي را بوسيد كه امروز در اينجا حاضر و باعث تسلاي دل هاي داغديده خانواده شهدا شدند. جا دارد بپرسيم آن آقايي كه يك زماني فرمانده ما در جنگ بود و همين چند هفته پيش از انتخابات در همين گلزار شهدا برنامه سنگين ميليوني براي شهداي كشتي گير برگزار كرد و در همان برنامه خودكار تبليغاتي توزيع كرد، كجاست؟ همان آقايي كه مي گويد من در اين انتخابات بين 2 تا 7 ميليون رأي داشتم.
مي خواهم به او بگويم برادر، فرمانده! مي داني چرا حتي يك ميليون هم رأي نياوردي؟ براي اينكه 20 سال بود كه تو خوابيده بودي. هيچ‌گاه ما تو را كه فرمانده ما بودي، در اين بهشت زهرا نمي ديديم. جا داشت كه شما امروز اينجا مي بوديد و مرهم اين دلهاي زخم خورده مي شديد.
چند نكته مي خواهم درباره حوادث اخير كه حضرت آقا از آن با عنوان "فتنه عميق" ياد كردند، بگويم:
نكته اول اينكه شرابط به‌وجود آمده براي همه نيروها، دلسوزان انقلاب، خط امام و ولايت نگران كننده و دردآور است اما لازم است بگويم اين فتنه اگرچه براي نسل سوم و چهارم بسيار تكان دهنده و شوك آور بود و آنها را به‌شدت مضطرب ساخت اما براي نسل ما كه بحران انقلاب را از زمان دهه 60 پشت سر نهاده ايم نگران كننده و خيلي دور از ذهن به نظر نمي رسيد و همچون يك گردنه ديگر در مسير انقلاب بود.


نكته ديگر اينكه بايد توجه داشته باشيم كه وارد يك مرحله جديدي از دوران انقلاب شده‌ايم، دوران جديدي كه انقلاب ما در حال يك پوست اندازي مجدد است و عن قريب از قطار انقلاب عده اي پياده می‌شوند و عده جديدي سوار می‌شوند.


در اين دوران جديد، بسیاری از معادلات قبلي برهم مي ريزد، مناسبات جديدي حاكم خواهد شد و انقلاب دچار اقتضا جديدي خواهد شد. اما بايد توجه داشت سنگ محك اين دوران جديد مثل هميشه تاريخ انقلاب، ولايت فقيه و امر ولايت است.


جا دارد اينجا يادي كنم از فرمانده دربندم، شير در زنجير، حاج احمد متوسليان فرمانده ولايي كه نظيرش را نديدم. حاج احمد به ما مي گفت اصولاً مبناي تبعيت پذيري چيست؟ مبنا "امر ولايت" است. يعني اگر كسي اين امر را رعايت نكند، خارج از موازين ولايت فقيه قرار مي گيرد و در نتيجه چنين فردي از حيث اعتقادي كافر است.


خواهران و براداران! در زماني كه هنوز نطفه خيلي از ما بسته نشده بود، حضرت روح الله قيام خود را عليه شاه به راه انداخت، شاه قدر قدرت و قوي شوكتي كه مردم جرأت نمي كردند، حتي اسمش را بياورند. امام با ايمان به خدا و يقين به عنايت حضرت حق و ياري مردم، شاه را به زير كشيد و نسل من با نفس قدسي او احيا شديم و دست او ما را از لجن‌زار عفن طاغوت به معركه جهاد و شهادت كشاند. گواهان اين سخن من، همين آرميدگان اين مزارهايي هستند كه در اطراف شما هستند؛ همين به تعبير حضرت روح الله امامزادگان عشق.


عزيزان نه ظهور انقلاب دست ما بود و نه حفظ آن دست ما. ما ناچيزتر و حقيرتر از آن هستيم كه بتوانيم در اين وادي ادعايي داشته باشيم. اين انقلاب با دست عنايت خدا رخ داد و با دست عنايت خدا هم حفظ شده است. هيچ چيز در اين 30 ساله دست ما نبوده است. به تعبير "آقا" هروقت به مسير انقلاب مي نگريم، دست هدايت خدا را مي بينيم.


انقلاب هميشه پس از پيروزي دچار بحران بوده است. بحران‌هايي كه هر كدامش به تنهايي مي توانست يك انقلاب و يك حكومت را بشكند و براي زمين زدن انقلاب ما هم كفايت مي كرد. بحران‌هايي چون غائله هاي خلقي اوايل انقلاب، كودتاي نوژه و قطب زاده، حمله امریکا به طبس، ماجراي بني‌صدر، منافقين و 30 خرداد، جنگ تحميلي، عزل منتظري و... دوست دارم اينجا چند مورد از اين بحران‌ها را كه مرتبط با حوادث و فتنه هاي اخير است، يك بار ديگر با هم بازخواني كنيم.


ماجراي بني‌صدر را همه كم و بيش مي دانيم. مي دانيد وقتي دانشجويان مسلمان پيرو خط امام(ره) و علمدار آن شهيد محسن وزوايي لانه جاسوسي امریکا را فتح كردند و به اسناد دسترسي پيدا كردند، از جمله آن اسناد، اسناد جاسوسي بني‌صدر خائن براي CIA با اسم رمز S.D.Lore1 بود. اين بچه ها وقتي اين سند را پيش امام مي برند، ايشان سند را مي گيرند و زير تشكچه خود مي گذارند و مي گويند بماند تا وقتش برسد. آن زمان بين نيروهاي خودی تشكيك ايجاد شد كه چرا امام اقدام نمي كند؟ چرا امام تعلل مي كند؟ اما امام گذاشت تا بني‌صدر ذات خود را نشان بدهد و خودش، خود را رسوا كند، آنگاه گفت حالا وقتش است و اجازه داد اسناد جاسوسي وي افشا شود. مي دانيد چرا امام اين كار را كرد؟ براي اينكه امام مي خواست ميوه خودش برسد و از درخت بيفتد، نه اينكه آن را كال از درخت چيد. امام مي خواست شعور سياسي رشد كند و مردم خود به اين شناخت و تشخيص و تحليل برسند. اگر مردم ما امروز خوب تشخيص مي دهند و خوب مسائل سياسي را فهم و تحليل مي كنند، به‌خاطر اين است كه در آموزشگاه سياسي امام تربيت شده و تعليم ديده اند. اگر امام اینگونه برخورد نمي كرد، شعور سياسي مردم هيچ‌وقت ديگر رشد نمي كرد.


در هر انتخاباتي به امام مي گفتند آقا شما به ما بگوييد ما به چه كسي رأي بدهيم، تا ما به او رأي دهيم. در صورتي كه عمل امام عين دموكراسي بود. نقل است كه زماني كه مردم در حسينيه جماران شعار دادند كه "خميني بت شكن، بت جديد رو بشكن" ايشان فرمودند حال وقتش است. اين دولت در زماني بود كه خواص ما از تشخيص بازمانده بودند و خيلي از آنها دچار اشتباه شده بودند و خيلي از خواص روحاني و غيرروحاني ما از بني‌صدر در انتخابات و پس از آن حمايت كرده بودند كه نمي خواهم اسم بياورم. در اينجا است كه انسان‌هاي بصير و اهل تشخيص و در واقع خواص حقيقي خود را نشان مي دهند و قدر و قيمت‌اشان معلوم مي شود.


همان زمان در همين سپاه پاسداران همه ما كه لباس سبز پاسداري به تن داشتيم دو شقه بوديم، يك طيف بني‌صدريون و يك طيف هم بهشتيون. بني‌صدري‌ها عكس بهشتي را پاره مي كردند و به او انگ مي زدند كه بهشتي از طیف سرمايه داري است، مهره امریکا است و اصلاً سابقه مبارزاتي ندارد. اهل عافيت بوده است. بهشتيون هم عكس بني‌صدر را پاره مي كردند. در آن زمان كه كه در كردستان بوديم، فرمانده رشيدي داشتيم به‌نام احمد متوسليان كه مادر دهر همچون او ديگر نخواهد زاييد. روزي كه آقاي موسوي گرمارودي به عنوان نماينده و مشاور فرهنگي بني‌صدر به مقر سپاه پاسداران مريوان آمد، به احمد گفت خودتان را مهيا كنيد كه آقاي رئيس‌جمهور تا ساعتي ديگر براي بازديد به مريوان مي آيند؛ خدا شاهد است كه خودم با گوش‌هاي خودم شنيدم كه احمد گفت:" آقاي گرمارودي به آقاي رئيس جمهور بگوييد احمد متوسليان گفت اگر هلي كوپتر ايشان بر فراز شهر مريوان پيدايش شود، خودم پشت دوشكا مي ايستم و هلي كوپترش را مي اندازم". آقاي گرمارودي ناراحت شد و گفت:" آقاي متوسليان شما در حد و اندازه اي نيستيد كه از اين حرفها بزنيد". احمد گفت:" حالا مي بينيم! " گرمارودي كه رفت، ما كه از جواب احمد شوكه شده بويم، به او گفتيم برادر احمد چرا اين حرف‌ها را زديد؟ بني‌صدر رئيس‌جمهور 11 ميليوني اين مملكت است، تازه هم فرمانده كل قواست و هم رئيس شوراي انقلاب. احمد جوابي به ما داد كه بايد آن را با طلا نوشت، او به ما گفت برادر:" مسئولي كه عدالت ندارد، ولايت هم ندارد". آن زمان بني‌صدر كجا بود و احمد كجا بود. اصلاً چه كسي احمد متوسليان را مي شناخت. فرمانده شهر مرزي مريوان. تازه بعد از آن ماجرا بني‌صدر كلي برايش زد و حتي گزارش‌اش را به امام داد و به امام گفته بود منافقي متوسليان نام فرمانده سپاه مريوان است و چنين و چنان، كه امام هم احمد را خواسته بودند و به او كلي قوت قلب داده بودند كه شرح تمام ماجرا را مي توانيد در كتاب آذرخش مهاجر بخوانيد. اما مي خواهم اين را بگويم كه اهل تشخيص و خواص بودن به اسم و رسم و لباس و صنف و حتي سابقه و اينها نيست. آن زمان احمد متوسليان گمنام در يك شهر مرزي تشخيص داده بود كه بني‌صدر منافق و خائن است ولی در همين تهران يكي هم مثل شيخ علي تهراني بود كه 11 سال در درس اخلاق امام شاگردي كرده بود و جز السابقون انقلاب بود اما تا آخر پشت بني‌صدر ايستاد، بعد هم فرار كرد و مجيزگوي صدام و مسعود رجوي در راديو بغداد شد.


بعد هم كه ماجراي بني‌صدر به آن فضاحت كشيده و عدم كفايت سياسي‌اش تصويب شد، امام خلع‌اش كرد و سرخاب و سفيداب كرده با مسعود رجوي از فرودگاه مهر آباد فرار كرد. ما ريختيم در خيابان و شعار مرگ بر بني‌صدر، دادیم. تازه فهميديم كه احمد متوسليان چه مي گفته است و ما باورمان نمي شد.


ماجراي بعدي، ماجرای منتظري بود. قديمي ها خوب يادشان هست: خانه اي نبود كه در كنار عكس امام، عكس منتظري نباشد. به او فقيه عاليقدر مي‌گفتند و قائم مقام رهبري بود... مگر امام درباره او نگفته بود كه من چند بار در ايشان خلاصه شده ام. همه اينها بود تا وقتي كه اخبار شب يك‌دفعه اعلام كرد امام ايشان را خلع كرده اند و آن نامه كذايي خوانده شد و بعدها هم كه نامه 6/1 امام افشا شد. خوب يادمان هست كه اين دست ها مي لرزيد وقتي مي خواست عكس منتظري را از روي ديوار بردارد. در سپاه پاسداران سر همين برداشتن عكس ها چه جار و جنجالي كه به‌پا نشد. خيلي ها فكر كردند كه عزل منتظري يك شبه اتفاق افتاده است. در صورتي كه انحراف منتظري از مسير ولايت يك پروسه چندين و چند ساله بود نه يك شبه. اين مسئله براي بعضي از حزب اللهي ها آنقدر سنگين بود كه مي گفتند امام اشتباه كرد. عده اي امام را احاطه كرده اند، وي را كاناليزه مي کنند و اطلاعات و تحليل غلط به امام مي دهند. در صورتي كه حضرت امام(ره) در نامه 6/1 گفتند از ابتدا با انتخاب بازرگان و بني‌صدر و منتظري مخالف بودم. به منتظري نوشتند كه ضربه اي كه اسلام عزيز از بزرگانش خورده، از هيچ‌كس ديگر نخورده است. اما خدا مي داند كه اگر حضرت روح الله قبل از رحلت‌شان اين تصميم را نمي گرفتند، دامنه اين فتنه تا كجا مي رفت و انقلاب به چه سرنوشتي دچار مي شد؟


بنده و امثال بنده در 4 دوره رياست جمهوري قبل از احمدي‌نژاد همه چيز را از دست رفته مي ديديم و ديگر داشت باورمان مي شد كه شهدا ما را به خاطر غفلت‌ها و قصورهايمان فراموش كرده اند، اما در كمال ناباوري، حماسه 3 تير 84 رخ داد و ديديم كه خداي كربلاي 5 هنوز هم زنده است.


مردم با شليك 3 تير به زر و زور و تزوير احمدي‌نژاد را در 3 تير به قدرت رساندند. ديديد كه آقاِي هاشمي در همان انتخابات براي گرفتن رأي جوانان در فيلم تبليغاتي‌اش چه كارها كه نكرد. هم فيلم هم بازي كرد و هم براي دختراني كه نمي توانند آزادي داشته باشند كه شب را بيرون از خانه به سر برند، اشك ريخت! آن زمان اين بغض در گلوي ما گير كرده بود كه به ايشان بگوئيم تو فرمانده جنگ ما بودي و ياور خميني، چه شده و به كجا رسيدي كه امروز ‌همه آن افتخارات را اينگونه حراج كرده اي؟! براي به تن كردن رداي رياست جمهوري ؟ اما آخر به چه قيمتي؟ آقاي هاشمي ارزان فروختي!

مردم در 3 تير مردي را به قدرت رساندند كه جزء مافياي قدرت و ثروت نبود و پس از 16 سال كه تفكر امام و شهدا را به تبعيدگاه فرستاده بودند و مي رفتند تا آن را به تعبير خودشان به زباله دان تاريخ بسپارند، يك‌بار ديگر دست عنايت حق اين خط را احيا كرد. در پشت حماسه 3 تير، دست عنايت خدا بود و مردم در آن دوره براي احياء تفكر امام و ولايت به نزديك‌ترين گفتمان به اين تفكر يعني تفكر عدالت محوری رأي دادند نه به شخص احمدي‌نژاد. و انصافاً احمدي‌نژاد در 4 سال گذشته اين نزديكي به تفكر امام و آقا را ثابت كرد كه خود حضرت آقا هم در نماز جمعه تاريخي 26 تير به آن تصريح كردند.


در ادامه، همرزم شهید محسن وزوايي با اشاره به حوادث هفته گذشته و با انتقاد از حركت احمدي‌نژاد در عزل و نصب ها گفت:


در حوادث اخير متأسفانه تصميمات نادرستي توسط رئيس‌جمهور اتخاذ شد كه شاه بيت آن، مسئله مشايي بود كه براي اين قضيه واقعاً متأسفيم و اعتقاد داريم كه اگر اين اقدام نادرست و القاء اصطكاك با امر ولايت نبود، الآن نبايد آتش تهيه شده روي خودي‌ها ريخته مي شد بلكه بايد آتش تهيه بر روي مسببين و فرماندهان اخير ريخته می شد تا آنجا كه آن‌ها را به پاي ميز محاكمه بكشانيم. به‌خصوص آن آقايي كه 20 سال گذشته را در تارهاي توهمي كه به دور خود تنيده است زندگي مي كرد. همان آقائي كه بي خيال براي خودش در اين بيست سال كه در 16 سالش ايشان مشاور هاشمي و خاتمي بود خون به دل امت حزب الله شد بي خيال براي خودش خود نقاشي مي كشيد و گالري نقاشي به راه مي انداخت و به يك‌باره يادش افتاد كه كشور در خطر است و بايد به ميدان بيايد! برادر ما را هالو گير آوردي يا خودت را به كوچه علي چپ زده اي؟ 20 سال بعد از كنج عافيت اختيار كردن و شراكت در فجايع و گناهان دولت هاي قبل از احمدي‌نژاد، يك‌دفعه مدعي خط امام و انقلاب و قانون اساسي شده اي آمده اي وسط كه انا شريك! يكي نبود به او بگويد شب بخير! تا ديروز كجا بودي؟ چرا آن‌وقت كه تريلي تريلي شهيد به همين گلزار شهدا مي آوردند، تو را نمي ديديم آقاي نخست وزير جنگ! اين آقا با اين فتنه انگيزي‌اش ثابت كرد فاقد هرگونه عقل، منطق، تدبير و شعور سياسي است و بي آنكه براي افسانه‌سرايي تقلب‌اش دليل و مدركي داشته باشد، مردم را به خيابان كشاند و مسبب آن حوادث شد. ايشان بايد پاسخگوي همه اين خون‌ها از همه طرف باشد، چه خون‌هاي حاميان خودش و چه خون‌هاي شهدا، در اين دنيا بايد پاسخگو باشد و محاكمه شود و در آن دنيا هم قطعاً او را رها نخواهند كرد.


همرزم شهيد عباس كريمي در ارتباط با فتنه هاي اخير به ذكر خاطره ي پرداخت و گفت:"چند روز پيش توفيق شد تا براي گراميداشت ياد شهدا در يادواره شهداي شهر برازجان حضور يابم. بعد از آن براي ديدار يك پدر شهيد، سري به روستاي "بنار سليماني" از توابع این شهر زدم. قصدم ديدار با پدر شهيد كرامت بود كه به شيخ كرامت معروف است. پيرمرد روشن ضمير پاكدلي كه هرگاه از دست اين شهر و فتنه‌هايش خسته مي شوم و دلم مي گيرد و به‌قول خودمان مي بُرم، خدمت وي مي رسم تا جاني دوباره بگيرم و احيا شوم. اين پير فرزانه با 80 سال سن از آن صاحبدلاني است كه به قول معروف، سيمش بدجور وصل است و فرزندش در نبرد با شيطان بزرگ در خليج فارس به شهادت رسيد.


وي به من گفت: روزي كه بوزينه ها فتنه به‌پا كردند و خبردار شدم، دلم شكست، سجاده را پهن كردم، 2 ركعت نماز خواندم و به آقا امام زمان متوسل شدم و به ايشان عرض كردم "آقاجان! صاحب اصلي اين انقلاب شماييد. ما را به حال خودمان رها نكنيد. نگذاريد دشمن‌شاد شويم. خودتان آتش اين فتنه را خاموش كنيد. پس از چند ساعت مطلع شدم كه آتش فتنه خاموش شده." ما فكر مي كنيم تهران يعني همه ايران و مقدمات انقلاب و نظام در اين شهر رقم مي خورد و همه چيز به ما بستگي دارد، در حالی كه به خدا اينگونه نيست. سرنوشت انقلاب نه در تهران رقم مي خورد و نه به ما بستگي دارد. سرنوشت اين انقلاب و نظام هنوز هم در بند شيخ كرامت ها و دعاها و توسلات و پاكدلي آنهاست.

دوستان خداي 22 بهمن هنوز هم زنده است. خداي طبس زنده است، خداي كربلاي 5 زنده است، خداي خميني زنده است، باور كنيد كه او ما را به حال خود رها نكرده است. مادام كه ما به قدر استطاعت‌امان به انجام تكليف بپردازيم، در صحنه باشيم و پشت سر ولايت حركت كنيم، خدا با ماست و اگر هم اشتباهي تاكتيكي انجام دهيم، خدا خود آن را اصلاح مي كند.


تا حالا پاي كار بوده ايم و از اين به بعد هم هستيم. امروز نيز با اطمينان و قوت قلب به شما مي گويم كه انقلاب امروز نيز از اين فتنه و گردنه به سلامت عبور خواهد كرد و پيروزي از آن حزب الله است چرا كه فإن حزب الله هم الغالبون و روسياهي آن براي فتنه انگيزان خواهد ماند. و در آخر كلام امام را تكرار مي كنيم كه "خدايا كتاب و دفتر شهادت را براي ما باز و ما را از وصول بدان محروم مگردان"

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 12:32  توسط علی  | 

خبرگدازی! فله نیوز از ترور نخست وزیر دوران فرهنگستان بنی اعتماد ملی طلب خبر داد
گفتنی است این ترور روز سه شنبه 16 مرداد در اطراف سفارت انگلیس رخ داده است.
هنوز عاملان سیب زمینی خور دولت دیکتاتور مسئولیت این رفتار وحشیانه را بر عهده نگرفته اند. ولی تمام بچه های فله نیوز شهادت دادند کسی که شلیک کرد ریش داشته و کارت بسیجی در جیب عقب خود حمل می نموده است و ادب مرد به ز دولت اوست.
---------
خبرها حاکی از آن است که مهندس دکتر موسوی داماد لرستان و بچه آذربایجان و ساکن تهران و همسر تنها پرفسور تنها دانشگاه تنها ایران موجود در جهان در لحظه های آخر عمر سیاسی خود جملاتی را بیان نموده است که بعد از سانسور فحش ها و چیز ! های دیگه بدین شرح است:
بریزید تو خیابون من نمردم ... توی مرگ من تقلب شده به من گفته بودن قراره ترور الکی باشه .... من زنمو میخوام... به اون محمود هم بگید به ننه جون کروبی اگه یه بار دیگه عکس 3*4 زنه منو نشون بدی رگم میترکه(این جملات را بچه های فله نیوز به نام بیانیه شماره 1388 منتشر میکنند به زودی اگر خدا بخواهد )

گفتنی رو گفتیم ، خبر ها حاکی است هم که گفتیم ، آهان میمونه این
طبق اسناد کمیته صیانت از پیکر اصلاحات دلایل ترور دکتر مهندس موسوی وزیر نخستین بار فرهنگی کشور عزیزمان بدین شرح است:

1-عدم توزیع سیب زمینی در بین یه مشته گدا و پایین شهری!

2- توزیع یه خروار مانتوی سبز بین آدم های درجه اول و بالا شهری

3- نداشتن همسر کرد و ترک و بلوچ و فارس و افغانی و بقیه قومیت ها و
حسودی آن ها به قوم زن دکتر مهندس

4- نداشتن احساس خطر در زمان افتضاخات برای کشور که باعث شد ایشان را هندوانه در بسته تشبیه کنند

5- نبودن ترازوی مناسب و غیر دولتی برای کشیدن وزن هندوانه ها

6- بیانه ها قبلی!

7- شرکت در نماز جمعه اولی ها و اقتدا به رهبر عزیزش( ا.. و اکــــــــبـــــــر)

8- داشتن رابطه با کشور های بیگانه از جمله جمهوری خنگلستان ، ایلات آفریقای شمالی ، جرزن ها ، و دیگر کشور های آسیای فقیر و بیچاره که مسئولان دولت دیکتاتور آن را ارتباط با کشورهایی مثل انگلیس روباه و آمریکای شیطان و آلمان مارموز قلم! داد میکنند.

9- و هزاران دلیل دیگر که دولت کودتا در صحنه آرایی آن ها را به نخست وزیر محبوب کشور جمهوری اسلامی نه یک کلمه! کمتر نه یک کلمه! بیشتر نسبت میدهند.

این کمیته تاکید داشتند که مردم گول این جلف بازی ها رو نخورن و به دستور قبله ی قبیله ی سبز عمل کنند و بریزن تو خیابون تا تعداد شهید های جنبش از انقلاب و جنگ بیشتر بشه تا نیان بگن 200 هزار تا شهید بده بعد ادعا کن.
این کمیته دیگر چیزی نگفت!( اصلا هم خنده نداره )
..................
در همین جا این سایت وزین و رنگین و غیر سبز درگذشت این جوان ناکام عرصه سیاست را که حتی نتوانست رئیس جمهور شود را تسلیت عرض مینماید و با شعار انسانم آرزوست داغ دار میشود.
امید است با پوشیدن لباس سبز مایل به سیاه مراسم نماز بر پیکر اصلاحات شرکت کنید
در این جا لازم است چند نکته در مورد نماز میت بگم
1- این نماز را با کفش میشود خواند( پس دوستان عزیز که دفعه قبل کفشاشون رو در نیاوردن این دفعه هم در نیارن که دوباره ضایع نشن)

2- این نماز وضو ندارد( مثل مورد قبل دوستان عمل کنند)

3- جون مادرتون رکوع و سجده رو بیخیال بشید( چون جا کمه از بس طرفدار زیاد داره اگه شما رکوع برید ته صف میریزن توی دریای خزر و هم اینکه کلا سجده و رکوع نداره که البته این مهم نیست . به هر حال باید به قبله قبیله سبز سجده کرد دیگه )

4- نماز میت اصولا خیلی حال میده شما میتونید به درو دیوار نگاه کنید یهو وسط نماز برید و دیگه بر نگردید! ولی اینجا هم نمیشه مختلط نماز خوند ( شنیدم چند تا از مراجع مثل صانعی و منتظری تصمیم گرفتن برای حال دادن به ملت نماز خون جنبش سبز یه نماز مختلط اختراع کنند که حسابی مردم مسلمون بشن و به جای پارتی و اینها برن نماز)

5- سر مهر دعوا نکنید چون نیازتون نمیشه ( رجوع کنید به شماره 3)

6- سجاده سبز هم نیاز ندارید ( همون 3- بعدا نیایید بگید سجاده سبز کمیاب شد که اینبار ملت از خنده میمیرن خونش میافته گردنتون)

7- خاتمی هم اعلام کرده حضور داره ولی خودتون که میدونید نمیاد برای همین الکی شایعه نکنید با لباس مبدل اومده.

8- به یاد نماز جمعه اولی ها به جای عکس آیت ا... طالقانی عکس هاشمی رو بیارید( فقط روبان سبز روش نزنید که ایشون فراجناحی هستن به جون م.ه)

9- جهت جلوگیری از گرما زدگی دوستدارن جنبش سبز نماز میت رو نصف شب میخونند تا حالی داده باشند.

10- از آوردن گاز اشک آور و بمب خوشه ای و نارجک و کاتیوشا خودداری نکنید که هر عیدی برای جنبش سبز نعمت است و چه عیدی بهتر از این برای سرنگونی دولت کودتای سیب زمینی فروش
مراسم های بعدی به زودی اعلام میشود (در ضمن قبل و بعد از نماز میت خطبه خونده نمیشه پس شعار های مرگ بر اندونزی و کوبا و کره شمالی رو یه جای دیگه بدید)

چاکر همه مغز پسته ای ها. زنده باد مخالف من

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 17:54  توسط علی  | 

دست روزگار میان این همه گل آمد و علف سبزی چید و رفت ((خیال نکنید آنهایی که مردند شهیدند و نزد خدا روزی می خورند بلکه آن ها تلف شدگان قدرت اند )) سوره مخملیون آیه 22 با نهایت تاسف وتاثر چهلمین روز درگذشت ناگهانی جوان ناکام مرحوم منفور منکوب مغفول جناح اصلاحات را در اثر برخورد با آرای مردم را به تمام دوستان و دشمنان قسم خورده تسلیت عرض مینماییم . به همین مناسبت مراسم ختمی در سفارت انگلستان برگزار میشود .حضور سبزتان تسلی بخش بازماندگان خواهد بود . ضمنا وسیله ایاب ذهاب (شامل خودرو های ،تویوتا ، بنز ،پرادو ، مزدا ........) و پذیرایی برای استقبال از میهمانان مهیا می باشد . از طرف خانواده های عزادار: هاشمی ، خاتمی ، موسوی ، کروبی ، حجاریان ، کرباسچی و دیگر دوستان و آشنایان

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 18:57  توسط علی  | 

فرض است ديگر؛ فرض كنيد رفراندومي كه آقاي خاتمي به تقليد از ديك چني، مايكل لدين و دونالد رامسفلد پيشنهاد داده بود، برگزار شود. ما در زير خبرهاي تكميلي را مي‌آوريم.

روز برگزاري رفراندوم: در حالي كه هنوز 2 ساعت به آغاز راي‌گيري مانده است، ميرحسين موسوي با حضور در جمع خبرنگاران خارجي، خود را برنده اين انتخابات و كلا انتخابات‌هاي قبلي و بعدي اعلام كرد و گفت: من تسليم اين صحنه‌سازي‌هاي خطرناك نخواهم شد. همسر يكي از مسؤولان نيز كه در هنگام راي‌گيري، مثل ابر بهاري داشت گريه مي‌كرد از اوباش خواست، اين دفعه به جاي خيابان، به بيابان‌ها بريزند. كروبي كه تا صبح نخوابيده بود ابراز اميدواري كرد اين دفعه تعداد آراي او، حداقل از آراي باطله بيشتر باشد.

يك روز بعد: يك نهاد خيلي بي‌طرف نتايج انتخابات را اعلام كرد. همزمان و شايد يكي- دو ساعت قبل از آن، ميرحسين بيانيه شماره يك خود را صادر كرد. در بخشي از اين بيانيه آمده است: انا لله و انا اليه راجعون. ميرحسين در ادامه با اشاره به چيز، تصريح كرد: تنها راه برون‌رفت از بحران، ابطال همه‌پرسي است. ميرحسين افزود: من تنها وقتي نتيجه اين همه‌پرسي را قبول مي‌كنم كه آراي مردم را آقايان هاشمي، كروبي و خاتمي و خانم‌ها فائزه، ننه‌جون و منزل شمارش كنند. ميرحسين در بخش ديگري از اين بيانيه تصريح كرد: من از همان اول هم مجمع تشخيص را قبول نداشتم!!

يك هفته بعد: ميرحسين در بيانيه شماره سه هزار و دويست و پنجاه و دوم خود ضمن تاكيد بر ابطال همه‌پرسي از اوباش خواست، 28 مرداد با حضور در سر چهارراه‌ها ياد شعبان بي‌مخ را زنده نگه دارند. وي با تجليل از نقش آن گور به گوري، به خدمات مصدق اشاره كرد و گفت: ملي شدن نفت در زمان نخست‌وزيري من به تصويب رسيد! وي افزود: من، كروبي و خاتمي در مراسم دعاي كميل كه پنجشنبه شب در منزل عبدالله نوري واقع در بالاشهر برگزار مي‌شود، حاضر خواهيم شد. كروبي نيز كه در جمع اعضاي ستاد خود صحبت مي‌كرد، گفت: حتي اگر من را به ديار فاني‌(!!) بفرستند، باز هم صحنه را خالي نمي‌كنم. محسن رضايي هم ضمن پس گرفتن انتقادات خود، با تاكيد بر قانون‌گرايي، همه سياسيون كشور را به آرامش فراخواند. لاريجاني هم يكي به ميخ زد. گفتني است وي ديشب يكي به نعل زده بود.

10 روز بعد: مراسم دعاي كميل در منزل عبدالله و خيابان‌هاي اطراف برگزار شد. اين مراسم حاشيه‌هايي هم داشت. خاتمي كه قبلا گفته مي‌شد به مراسم دعاي كميل مي‌آيد، نيامد ولي كروبي از صبح زود در منزل عبدالله حضور يافت. موسوي نيز اواسط دعا به مراسم رسيد. عده‌اي از افراد كه دعاي كميل را به زبان انگليسي مي‌خواندند، ضمن ريختن به خيابان‌هاي اطراف، شعارهايي عليه چين تايپه و شوروي سابق سردادند. از ديگر حاشيه‌هاي اين مراسم اين بود كه عده‌اي هنگام ورود به منزل عبدالله كفش خود را در نياوردند كه با تذكر عبدالله روبه‌رو شدند. بعد از مراسم دعاي كميل نيز، حجت‌الامسال هرمنوتيك ضمن قرائت يك حديث جعلي،‌گفت: اگر مردم بگويند ماست سياه است، مشروعيت پنير زير سؤال مي‌رود! وي ادامه داد: ما يك مقبوليت داريم، يك مشروعيت و در حكومت اسلامي، اگر مردم به من راي دادند كه هيچي و الا اگر به احمدي‌نژاد راي دادند، اين نامردي مردم را مي‌رساند و گفته باشم؛ هر كس وارد حريم من شد،‌پايش را قلم مي‌كنم! وي در قسمت دوم صحبت‌هايش افزود: من چند تا راهكار پيشنهاد مي‌كنم؛ اول اينكه به جز من و خاندانم و اين جمع، همه در برابر قانون برابرند. دوم اينكه زنداني‌هاي سياسي، اقتصادي، چكي،‌ضرب و شتم، تصادف، معتاد، خفاش شب، يوزپلنگ بعدازظهر، ذوي‌الحقوق، بد وارث و بي‌وارث، رفتگان، نااهلان و نامحرمان، سرمايه‌دارهاي فراري، همه و همه آزاد شوند. لازم به ذكر است هنگام سخنان هرمنوتيك عده‌اي با زدن قاشق به بشقاب از عبدالله تقاضا كردند، زودتر شام را بياورد.

يك ماه بعد: خاتمي از مسؤولين نظام خواست براي آرام‌تر شدن اوضاع، يك رفراندوم برگزار كنند و از مردم سؤال شود آيا حال‌شان خوب است يا نه. وي گفت: يك نهاد بي‌طرف مثل «بنياد باران»(!!) بايد بر اجراي رفراندوم نظارت كند.

چهل سال بعد:غضنفر خاتمي از نوادگان محمد خاتمي به مسؤولين نظام پيشنهاد داد براي برون رفت از بحران اخير، يك همه پرسي برگزار كنند، پرسي 1500 تومن! ايشان ادامه داد: براي اينكه بعدا مشكلي پيش نيايد، يك نهاد بي‌طرف مثل «شوراي امنيت سازمان ملل» بايد بر امر اجرا و نظارت بر انتخابات، نظارت كند.
+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 9:38  توسط علی  |