انتقادی به اردوهای راهیان نور:
1_ نگارنده بارها توفیق حضور در مناطق عملیاتی جنوب و تا حدودی غرب را داشته است و آخرین بار نیز دو هفته قبل (اواخر اسفند 86)در این مناطق بوده ام.
2_ تعدادی از این حضورها در قالب اردوی راهیان نور بوده و در ایام 15 اسفند تا 15 فروردین و تعدادی دیگر خارج از قالب این اردوها و در ایام دیگر سال.
3_ با توجه به تجربه خود در این مدت عرض می کنم که اردوهائی که در قالب راهیان نور برگزار می شود عملاً فاقد کارائی لازم بوده و متاسفم که باید بگویم که این اردوها گاه تبدیل به یک شو گریه و لابه شده است. به مسئولان اردوهای راهیان نور اعم از مسئولان بسیج و حفظ آثار دلسوزانه اخطار می دهم که تو را به جان هر که دوست دارید کیفیت را فدای کمیت نکنید.آیا بهتر نیست که به جای آنکه 2 میلیون نفر را در یک ماه در مناطق تیلیت کنید 100 هزار نفر را ببرید و در عوض آن کیفیت را بالا ببرید. اخوی ها باور کنید دیدم که بسیاری از اردوها (بخوانید 99 درصد) فاقد راوی جنگ دیده بودند.بسیاری از طلاب و روحانیون جنگ ندیده اقدام به روایت گری چیزهای ندیده می کردند.
متاسفم با چیزهائی که باچشم خود دیده ام باید بگویم که بسیاری از آنها اگر صحبت نکنند بهتر است. باور کنید من در عمری که از خدا گرفته ام با دهها و بلکه صدها رزمنده از نزدیک برخورد داشته ام و پای صحبت های شیرین آنها نشسته ام و با دهها تن از آنان به مناطق عملیاتی که خود در آنجا حضور داشته و مجروح شده اند یا نزدیکترین دوستانشان را از دست داده اند رفته ام.اماحتی یک نفر از آنها مثل این راوی های جنگ ندیده روایت گری نمی کرد. بسیاری از این راوی های مدل جدید از آنجا که فاقد بینش کافی هستند مجبوراً اشک افراد را در بیاورند. یعنی عملاً اشک بدون درد. اشکی که هیچ فایده ای ندارد یعنی اشکی که هر وقت از فکه و شلمچه و هویزه بیرون بیائی هیچ تغییری نکنید.دوستان،رفقا،بسیجی ها به درد اردوهای راهیان نور برسید. فکر کردید که چرا در کمتر اردوی راهیان نور افراد جنگ دیده و خالص شرکت می کنند. باور کنید مطالب بسیار درد ناک دیگری نیز در این مورد دارم که بگویم اما حیف که می ترسم به گوش نامحرم ها برسد. تورخدا بیدار شوید. من آنچه شرط بلاغت است با شما گفتم خواه پند گیرید خواه ملال.