سرانجام؛ تأييد عمدي بودن انفجار حسينيه سيدالشهداء شيراز

  از سوي وزراي اطلاعات و كشور صورت گرفت:
سرانجام؛ تأييد عمدي بودن انفجار حسينيه سيدالشهداء شيراز

 

 

حجت الاسلام پور محمدي وزير كشور عصر روز چهارشنبه در جلسه ديدار با خانواده شهدا و جانبازان حادثه انفجار حسينيه سيد الشهداء (كانون فرهنگي رهپويان وصال) اعلام كرد حادثه اتفاق افتاده بمب گذاري بوده است و عوامل بمب گذاري دستگير شده اند.

 

به گزارش رجانيوز، وزير كشور افزود: اين انفجار خرابكارانه و توطئه دشمنان ملت بزرگ ايران و نفرين شده‌هاي الهي به اسم سلطنت طلبي و به حمايت كشورهايي كه داعيه حقوق بشر و دفاع از حقوق ملت‌ها و ضد تروريسم دارند، انجام شده است. اطلاعات كامل اين پرونده به زودي به اطلاع عموم  خواهد رسيد.

همچنين معاون سياسي استانداري فارس نيز در گفتگو با خبرنگار رجانيوز، عمدي بودن بمبگذاري در حسينيه سيدالشهداء(ع) شيراز را تأييد كرد.

 

اعلام اين خبر در شرايطي صورت مي گيرد كه 25 روز از اين حادثه مي گذرد و شوراي امنيت كشور در اطلاعيه اي رسمي كه 28فروردين، 3 روز پس از وقوع حادثه صادر كرد، ضمن رد اخبار و گزارش‌هاي پراكنده مبني بر انتقال مواد انفجاري از بيرون توسط عوامل و عناصر معاند داخلي يا خارجي، علت اصلي انفجار را ناشي از وجود برخي اقلام جنگي در نمايشگاه يادمان شهدا در محل حسينيه سيدالشهدا، بيان كرده بود.

 

با اين حال، وزير اطلاعات نيز پس از جلسه هيئت دولت در استان فارس در پاويون فرودگاه شيراز ضمن تأييد بمبگذاري به عنوان دليل وقوع انفجار حسينيه سيدالشهداء(ع)، علت عدم انتشار خبر تاكنون را احتمال لو رفتن اطلاعات كسب شده و فرار عوامل اصلي بمب‌گذاري اظهار و تصريح كرد: اين عوامل قصد داشتند بعد از انجام بمب‌گذاري در حسينيه سيدالشهداي شيراز در نقاط ديگري نيز اقدامات تروريستي انجام دهند.

 

محسني اژه اي با بيان اينكه پنج نفر از عوامل گروه خرابكاري شناسايي و بازداشت شده اند، افزود: همراه اين افراد 8 كيلو مواد منفجره، مقاديري سلاح و سيانور كشف شده است. همچنين فرد اصلي كه در بمب‌گذاري مباشرت مستقيم داشت عصر امروز در حال فرار در يكي از شهرهاي شمالي كشور بود و قصد خروج از كشور را داشت كه شناسايي و دستگير شد و در هنگام دستگيري نيز مسلح بود.

 

وزير اطلاعات با اشاره به شناسايي سرپل اصلي اين گروه تروريستي در يكي از كشورهاي خارجي، تصريح كرد:‌ اين گروه تروريستي با كشورهاي آمريكا و انگليس ارتباط داشته و پيش از اين نيز از طريق وزارت امور خارجه به آن كشورها اعلام شده بود اما نه تنها هيچ اقدامي در جلوگيري از اعمال تروريستي آنها صورت نگرفت بلكه حمايت نيز شدند.

 

وي تعداد دستگير شدگان را پنج تا شش نفر اعلام و با رد ارتباط اين گروه با گروه ‌هاي اسلامي خاطر نشان كرد: يكي از مسايلي كه به پيچيدگي قضيه انجاميد اين بود كه مسووليت حادثه را چند گروه بر عهده گرفتند كه باعث گمراهي در قضيه شد و وقت ما را گرفت اما اين گروه با گروه‌هايي كه مسووليت را بر عهده گرفتند ارتباط ندارد.

 

برخي رسانه ها پس از وقوع اين انفجار از عمدي بودن آن خبر داده بودند. همچنين حجت الاسلام انجوي نژاد مسئول كانون فرهنگي رهپويان وصال نيز صبح روز پس از انفجار در تشريح كليات اين واقعه اظهار داشت:

«دیشب بعد از سخنرانی، حدود ساعت 21:10 متوجه انفجاری در محل کانون شدیم و بعد از کارشناسی گروه های متخصص، به اين نتيجه رسيدند که شخصی مواد منفجره را در زیر قفسه ای که مربوط به نمایشگاه معراج شهدا می باشد، قرار داده است. در این قفسه آثاری از شهدا من جمله لباس، پوتین، چکمه، کلاه آهنی، پوکه های خمپاره منور و پوکه توپ به عنوان گلدان استفاده شده بود که با انفجار این ها تبدیل به ترکش شده و متاسفانه منجر به جراحت شدید و شهادت جمعی از دوستانمان شد و در بررسی دقیق با توجه به اینکه در زیر قفسه، چاله ای ایجاد شده است معلوم گرديده که در آن مکان مواد منفجره کار گذاشته شده بوده است. و شدت انفجار به حدي بوده است كه موج آن قفسه را به آسمان پرت کرده، به سقف حسینه زده و برگشت خورده است. لازم به ذكر است كه این مواد منفجره در کیفی که در زیر قفسه بود، جاسازی شده بود.

 

هیچ مواد منفجره ای در این نمایشگاه معراج شهدا وجود نداشته است و تمام قدرت این انفجار به این قفسه بوده است که به عنوان ترکش بعد از انفجار عمل کرده است. موج انفجار به قدری شدید بود که قفسه 600 کیلویی را پرتاب کرده است و نفراتی را قطعه قطعه کرده است و حدود 170 نفر را مجروح کرده است و در سقف حسینه شکاف عظیمی ایجاد کرده است كه طبیعتا مي توان نتيجه گرفت كه مقدار مواد منفجره زیاد بوده است.»

 

گفتني است در 24 فروردين ماه در اثر انفجار تروريستي در حسينيه سيدالشهدا (ع) كانون رهپويان وصال در شيراز چهارده جوان اين شهر هنگام برگزاري مراسم مذهبي به شهادت رسيده و بيش از 200 نفر مجروح شدند.

شروط یکی از علمای وهابي براي فوتبال

شیعه ستیزی مفتی های وهابی تنها نشانه بارز دست نشانده های استعمار درسرزمنیهای اسلامی نیست ؛ بلکه هدف قرار دادن ریشه های اسلامی ومضحکه قراردادن قوانین الهی دربازار غرب مهمترین دستاورد حضور چهرهای خشک وبی ریشه است که طی سده اخیر به پیکره جهان اسلام وصله شده است .
اگرچه چنین تفکراتی پس از ارتحال حضرت رسول(ص) درجهت مخالفت با ائمه طاهرین (ع)نیزدیده شده ولی سیطره استعماری آن چهره جدیدی است که لباس خودپسندی را به دیگرپسندی ترجیح داده است.

هنوز شیعه فتواهای خنده دار "یک چشم را بستن و یک چشم را باز نگه داشتن در هنگام سجده" را فراموش نکرده که "کفر دانستن کروی بودن زمین" و "خواب نما شدن آن مفتی زیردرخت گردو" به آنها اضافه میشود.

ولی ای کاش تمام فتواهای تمسخر آمیزوهابیون به همین ها کفایت میکرد تا بیش ازاین موجب سرافکندگی فرقه های اسلامی درمیان دیگر ملل نمیشد.
درحالیکه فتاوای علمای شیعه همیشه ودرهمه حال مورد غضب ودشمنی سرسختانه کشورهایی همچون انگلیس بوده ,هیچ موردی را نمیتوان یافت که سران این کشورها برعلیه مفتی های وهابیون جبهه گیری کرده باشند.

شروط 14گانه «عبدالله النجدی» از مفتی های وهابی برای بازی فوتبال یکی ازنمایش های مضحک برای مضحک جلوه دادن ریشه های اعتقادی وعلمی اسلام است .

برای پرهیز ازهرگونه یکسویه نگری ودرمعرض قضاوت مستقیم قراردادن اینگونه فتواها به متن استفتاء وپاسخ آن درزیر توجه فرمائید:

.................
متن فتوای شیخ عبد الله النجدی:

سؤال: … جوانانی که چیزی از تقوا نمی دانند و به وقتشان اهمیتی نمی دهند و می گویند می خواهیم فوتبال بازی کنیم، می پرسند شروط و ضوابط بازی فوتبال چیست تا ما در ورطه تشبّه به کفار و طاغوتیان و دشمنان دین مثل آمریکا و روسیه و ... نیفتیم.

جواب: به آنها می گوییم اگر اصرار دارید بازی کنید و وقت خود را بگذرانید، باید شروط و ضوابط ذیل را رعایت کنید:

اول: خطوطی چهار طرف دور زمین نباشد؛ زیرا این خطوط ساخته کفار و قانون بین المللی فوتبال است!

دوم: کلماتی که کفار و مشرکان به عنوان قانون بین المللی فوتبال وضع کرده اند، مانند گل ، اوت ، پنالتی ، کرنر و …، گفته نشود زیرا گفتن این کلمات حرام است و هر کس که اینها را بگوید تنبیه و باید از بازی اخراج شود و باید به او گفته شود که به کفار و مشرکین شبیه شده ای.

سوم: هر کس از شما که در اثناء بازی افتاد و دست یا پایش شکست، یا دستش به توپ خورد بازی به خاطر او نباید متوقف شود و به کسی که او را انداخته کارت زرد یا قرمز داده نشود، بلکه به هنگام شکسته شدن یا ضربه دیدن باید به قاضی شرع مراجعه شود تا آن بازیکن حق شرعی خود را همانطور که در قرآن است بگیرد و شما باید شهادت دهید که فلانی عمداً دست یا پای او را شکست.

چهارم: نباید در تعداد بازیکنان از روش کفار و یهود و نصارا و خصوصاً آمریکای خبیث تبعیت کنید، به این معنا که نباید با یازده نفر بازی کنید، بلکه باید بر این تعداد اضافه یا کم کنید.

پنجم: باید با لباس خواب یا غیره خودتان و بدون شورت ها و پیراهن های رنگارنگ و شماره دار بازی کنید ؛ زیرا این لباسها لباس اسلامی نیست، بلکه لباس کفار و غرب است.

ششم: هر کدام از شما که این شروط و ضوابط را رعایت کرد باید قصدش از بازی فوتبال تقویت بدنی برای جهاد فی سبیل الله و آمادگی برای زمانی باشد که به جهاد فراخوانده شود، نه گذراندن وقت و عمر و شادی از پیروزی ظنّ.

هفتم: نباید زمان بازی را ۴۵ دقیقه قرار دهید، شما باید با کفار و فاسقان مخالفت کنید و در هیچ چیز مشابه آنان نباشید.

هشتم: نباید در دو نیمه ۴۵ دقیقه ای بازی کنید، بلکه در یک یا سه نیمه بازی کنید تا مخالفت شما با کفار محقق شود.

نهم: هنگامی که یکی از دو تیم بر دیگری غلبه نکرد (تساوی بازی) و آنطور که شما می گویید توپ به دروازه ای وارد نشد، نباید برای بازی وقت اضافی یا پنالتی در نظر بگیرید (تا یکی پیروز شود)، بلکه بلافاصله بازی را تمام کنید، زیرا بازی به این طریق عین اجرای قوانین بین المللی فوتبال است!

دهم: در بازی فوتبال شخصی را به عنوان داور انتخاب نکنید، زیرا بعد از لغو قوانین بین المللی همچون گل و اوت و پنالتی و کرنر و… وجود او دلیلی ندارد! بلکه بودن او تشبّه به کفار و یهود و نصار و اطاعت از قوانین بین المللی است.

یازدهم: نباید در اثناء بازی، گروهی از جوانان جمع شوند و شما را تماشا کنند، چون قصد شما ورزش و تقویت بدنی است پس دلیلی ندارد آنها شما را نگاه کنند! هر چند که بگویید آنها باعث تشویق شما در تقویت بدنی و آمادگی برای جهاد هستند، به آنها بگویید بروید دنبال منکرات خودتان در بازارها و روزنامه ها و بگذارید ما بدنمان را قوی کنیم!!!

دوازدهم: هر کسی که گل بزند و سپس بدود تا بقیه او را دنبال کنند و بغل نمایند، (همانطور که در آمریکا و فرانسه بازیکنان انجام می دهند) باید به صورتش تف انداخت و تنبیه کرد!!! زیرا ورزش بدنی شما چه ارتباطی به شادی و بغل کردن و بوسیدن دارد!

سیزدهم: دروازه باید به جای دو تیرک، سه تیرک داشته باشد، تا مشابه کفار نباشد تا مخالفت شما با قانون بین المللی طاغوتی سازمان فوتبال محقق شود.

چهاردهم: هنگامی که بازیکنی مصدوم شد، نباید بازیکن دیگری را جایگزین او کرد، زیرا این روش، ساخته کفار و مشرکین در آمریکا و … است.

اینها بعضی از شروط و ضوابطی است که مانع تشبّه به کفّار و مشرکین در بازی فوتبال می گردد… من به اجرای این شروط و ضوابط و سپس پرداختن به فوتبال دعوت نمی کنم، بلکه اینها در واقع برای کسی است که توان انجام ورزش های شرعی را ندارد و برای مؤمن صادق، ادلّه نقلی و عقلی مبنی بر تشبّه فوتبال به کفّار کافی است، زیرا انجام بازی فوتبال بغض انسان را نسبت به کفّار متزلزل می سازد، ولی جوانان این امر را شادی و بازی می پندارند (و تحسبونه هیناً و هو عند الله عظیم…).
در پایان امیدوارم که این پیام برای جوانان و دیگران مؤثر و مفید باشد. اللّهم آمین.

عبد الله النجدی ـ ریاض ـ ربیع الاول ۱۴۲۳هـ

وزیر کشور آینده کیست؟

محمدرضا رحيمي، متولد روستاي سريش آباد شهر قروه و از شيعه هاي کردستان است. وي 59 ساله است و از رشته حقوق در دانشگاه تهران فارغ التحصيل شده و مدتي در شهرهاي قروه و سنندج دادستان بود.
در زماني كه وي استاندار دولت رفسنجاني در كردستان بود، رئيس جمهور وقت به اين استان سفر كرد. رحيمي كشاورزان را مجبور كرد كه دهها تراكتور خود را به گونه اي پارك كنند كه از بالا، جمله "درود بر هاشمي" را شكل بدهند.

ادامه نوشته

به جرم شیعه بودن کشته شدند

 

عقربه‌هاي ساعت، 20:45 شامگاه پنج‌شنبه 25 اسفند 1384 را نشان می‌دادند و دشت تاسوکی، واقع در میانه جاده زابل ــ زاهدان، آبستن حادثه‌ای تلخ و جانگداز بود .

خفاشانی که هویت اشرار داشتند و با گرفتن جیره از صهیونیسم و استکبار، ننگ سرسپردگی به پیشانی زده بودند، از نقطه صفر مرزی، در استتار رمل و تپه‌ماهور و درختچه‌های گز شدند. آنان پس از طي مسافتي، در دوازده کلیومتری مرز ایران ـ افغانستان، در محور زابل ـ زاهدان و در فاصله چهاده کیلومتری «پاسگاه تاسوکی» ایجاد راه‌بندان نموده و با لباس مبدل نیروی انتظامی و استتار چهره، اقدام به توقف خودروهای عبوری كردند تا با هدف اسارت و ترور شهروندان، و  بر پا کردن فتنه‌اي قومی ـ مذهبی، مدال مزدوری را از اربابانشان دریافت دارند .

بدین منظور خودروهای عبوری را متوقف نموده و با جداسازی زنان و مردان، به تفکیک فارس و بلوچ و شیعه و سنی، در مقابل چشمان وحشت‌زده زنان، فریاد بیقراری مادران سپیدگیسو و گريه‌هاي کودکان حیرت‌آلود، مردان و جوانان و نوجوانان بی‌گناه را ـ تنها بدان دليل كه غير بلوچ يا شيعه بودند ـ با شنیع‌ترین و فجیع‌ترین وضع ممکن به حدود یکصد و پنجاه متری جاده اصلی و در کناره خاکریز، هدایت کردند.


تروريست‌ها سپس، چشم و دست و دهان قربانیان را بستند ؛ آنان را به فاصله حدود یک متر از یکدیگر قرار دادند و بيرحمانه زير رگبار گلوله گرفتند. سپس با بهره‌گیری از دوربین‌های فیلمبرداری از اين صحنه کشتار جمعی تصوير گرفتند تا با فروش و ارائه آن به اربابان و رسانه های خارجی، مزد شقاوت و بیرحمی و خوش خدمتی خويش را دريوزه كنند.


به گفته شاهدان ـ و نيز کارشناسان ـ تعداد تروریست‌ها در جاده و پشت خاکریز، بین بیست تا سی نفر نفر بوده كه از القاب "سرهنگ" و "سروان" در مکالمات درون‌گروهی خود استفاده می‌نمودند. تعداد دیگری از اشرار نیز در سایر نقاط منطقه پراکنده بودند و نظارت و پشتیبانی این عملیات کور و ننگ‌آور را به عهده داشتند. این گروه شرور که نام «جندالله» را برگزیده و سرکرده خویش (عبدالمالك ريگي شرور) را امیر المؤمنین می‌خواندند (!!) چنان در جهل و نادانی دست و پا می‌زدند که هنگام زدن تیر خلاص به مردم بی‌گناه «بسم الله» گفته و پس از اطمینان از شهادت آن کبوتران سرخ بال حسینی، با گفتن «الله اکبر» افتخار و خشنودی‌شان را از این جنایت ابراز می‌کردند .

این قتل عام هولناک، حدود یک ساعت به درازا کشید و به شهادت بیست و دو تن از محبان اهل‌بیت (ع)  اعم از دانش آموز ، کارمند ، کارگر ، دانشجو ، طلبه ، خبرنگار ، سرباز و کاسب انجامید ؛ ضمن اينكه شش نفر زخمی شدند و هفت شيعه مظلوم نيز به گروگان رفتند ؛ و نام «شهادتگاه تاسوکی» را برای همیشه بر لوح تاریخ منطقه حک نمودند.


آنانكه در اين فاجعه، به عرشيان پيوستند، در فرش اينگونه ناميده مي‌شدند: 1.نعمت‌الله پيغان  2.غلامرضا سرگلزائي 3.محمود سرگزي  4.منوچهر حيدري  5.جواد روح‌الله‌طيبي  6.جابر قويدل  7.محسن ذوالفقاري  8.صادق كيخا   9.مهدي كيخا  10.حميد كيخازاده  11.مجتبی كيخائي  12.مهدي گرگ  13.امير واعظي  14.محمدحسين واعظي  15.عليرضا قيصري  16.مهدي نوري  17.عيسی كوهستاني  18.حسين صيادي  19.مسلم لك‌زايي  20.مهدي نجفي  21.باقر فتوت  22.محبعلي يوسفي


در هیچ مرام ، مسلک ، عقیده و مذهبی، کشتن نوجوان معصوم چهارده‌ساله و نوداماد بي‌گناه بیست‌ساله ، مایه مباهات و سرافرازی نیست. چگونه ممکن است افرادی آن قدر در برزخ شقاوت و سنگدلی فرو غلتند که فرزندی را در مقابل پیکر لرزان مادری سپیدمو، پدری را در برابر بهت نگاه فرزندی ترسان، چشم و دست و پا بندند و در آستانه سال نو و اربعین شهدای کربلا، پیکرشان را به زخم باران تير، از هم بدرانند و آنگاه بر جنازه چاک‌چاکشان ندای تکبیر سر دهند!! براستی ... أین تذهبون؟ ...


خون‌آشامان، پس از آنكه عطش شيطاني خويش را با خون حسينيان فرونشاندند، هفت تن از شيعيان مظلوم ديگر را نيز چشم و دست بسته بر مركب نشاندند و با خود به گروگان بردند ، تا عاشوراي تاسوكي، بدون "به‌اسارت‌رفتگانِ زينبي" غروب نشود: 1.خدابخش باغباني  2.علي پورشمسيان  3.خدابخش سرگزي  4.[شهيد] محمد شاهبازي  5.رضا لك‌زايي  6.مجيد نجار  7.امير هراتي 


اين گروگان‌ها، بين 60 تا 200 روز در اسارت دژخيمان باقي ماندند ؛ و تروريست‌ها در اين فاصله، حتی نتوانستند كبوتران محبوس را نيز تحمل كنند و يكي از آنان را به كاروان شهداء رساندند ...


چگونه می‌توان شرح هجران جگرهای آتش‌گرفته زنان و کودکان چشم انتظار و مردان به خاک و خون غلطیده سیستان را در شهادتگاه تاسوکی به صحیفه جان نگاشت و از سر سوز، فریاد «باي ذنب قُتلت» و ندای سرخ یا لثارات الحسين برنیاورد...؟ 


و سیعلم الذین ظلموا أي منقلب ینقلبون  ...

(به نقل از ابنا)

جواب آقای بهجت به سروش و طرفداراش

واى بر كسانى كه مى گويند: قرآن، كتاب بزرگى است و حكيمى آن را آورده است، ولى وحى نيست. بله خدا هم حكيم است و مدّعى وحى، تحدّى مى كند كه اگر مى توانيد مثل آن يا همانند بخشى از آن را بياوريد، شما كه حكما زياد داريد! هم چنان كه شفا دادن بيماران و احياى مردگان معجزه ى حضرت عيسى ـ عليه السّلام ـ بود، تحدّى اين كتاب هم معجزه ى آن است. به حسب ظاهر «وَأُبْرِئُ الاْءَكْمَهَ وَالاْءَبْرَصَ وَأُحْىِ الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ»(آل عمران / 49)؛ (نابينا و شخص مبتلا به بيمارى پيسى را بهبود مى بخشم و مردگان را به اذن خدا زنده مى گردانم.) كه حضرت عيسى ـ عليه السّلام ـ مى فرمود، از مستحيلات و ممتنعات عقلى نيستند، بلكه خارق عادت هستند و انجام آن از غير نبّى محال عقلى نيست، منتهى مدّعى نبوّت و خارق عادت بايد حجّتى داشته باشد و تحدّى كند كه اين كارها را باللّه مى كند و بنفسه نمى تواند اين كارها را بكند؛ ولى قرآن منحصرا كلام الهى است كه جبرئيل و پيامبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ آن را حكايت مى كنند و از هيچ بشرى ساخته نيست و عقلاً محال است.