خلوت‌گزیده را به تماشا چه حاجت است
چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است
جانا به حاجتی که تو را هست با خدا
که آخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است
ای پادشاه حسن خدا‌را بسوختیم
آخر سوال کن که گدا را چه حاجت است
ارباب حاجتیم و زبان سوال نیست
در حضرت کریم تمنا چه حاجت است
محتاج قصه نیست گرت قصد خون ماست
چون رخت از آن توست به یغما چه حاجت است
جام جهان نماست ضمیرِ منیر دوست
اظهار احتیاج خود آن جا چه حاجت است
آن شد که بار منت ملاح بُردمی
گوهر چو دست داد به دریا چه حاجت است
ای مدعی برو که مرا با تو کار نیست
اَحباب حاضرند به اعدا چه حاجت است
ای عاشق گدا چو لب روح بخش یار
می‌داندت وظیفه تقاضا چه حاجت است
حافظ تو ختم کن که هنر خود عیان شود
با مدعی نزاع و محاکا چه حاجت است

فتنه سبز اموی هنوز کامل نخوابیده ولی باید منتظر فتنه های جدیدی باشیم. اختلافات جناح مثلا اصول گرا یک طرف- این مشائی هم یک طرف. اما حاشا که بچه بسیجی میدان رو خالی کنه. به قول آقا روح ا... آینده از آن حزب اللهی هاست. خدایا چرا احساس میکنم ظهور نزدیکه؟ انگار خرده شیشه دارها دارن خودشون رو لو میدن. خدایا کمک کن جزء خالص ها باشیم.